|
بزم محبت بنازم به بزم محبت که آنجا گدایی به شاهی مقابل نشیند
|
تکه ابری شدم در اسمان قلبم خواستم گذر کنم از غم و سیاهی وقتی اسمان دلم ابری شد بارانی باریدم بر اوج محبت ناگهان از ابری چکیدم بر دریچه محبت از اوج قلبم تا محبت قطره قطره عشق باریدم باران محبت چه زیباست که می شوید کینه ها را حالا که من باران محبت باریدم قلبم چه زیبا و با صفا شده اگر در اغاز ابری سیاه امد در دلم ولی بارانی بارید از جنس عشق بارانی از جنس محبت در سرای سینه ام ای ابر سیاه بر دل عاشقان ببار تا بشویی کینه ها را و قصه ها را باران محبت نثار همه قلبهای عاشق و این بود باران محبت که تقدیم همه عزیزان شد [ چهارشنبه 21 دی1390 ] [ ] [ فریس آبادی ]
[ ]
بر آمد باد صبح و بوی نوروز / به کام دوستان و بخت پیروز / مبارک بادت این سال و همه سال / همایون بادت این روز و همه روز 1. نام شعر: محبت شاعر: ستاره ملکی ادامه مطلب [ دوشنبه 8 فروردین1390 ] [ ] [ فریس آبادی ]
[ ]
باز این چه شورش است؟ که در خلق عالم است باز این چه نوحه وچه عزا وچه ماتم است؟ باز این چه رستخیز عظیم است؟ کز زمین بی نفخ صور، خاسته تا عرش اعظم است این صبح تیره باز دمید از کجا؟ کزو کار جهان وخلق جهان جمله درهم است گویا، طلوع میکند از مغرب آفتاب کآشوب در تمامی ذرات عالم است گر خوانمش قیامت دنیا، بعید نیست این رستخیز عام، که نامش محرم است در بارگاه قدس که جای ملال نیست سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است جن وملک بر آدمیان نوحه میکنند گویا، عزای اشرف اولاد آدم است خورشید آسمان وزمین، نور مشرقین پروردهٔ کنار رسول خدا، حسین ادامه مطلب [ جمعه 12 آذر1389 ] [ ] [ فریس آبادی ]
[ ]
ای تشنه کام پیوسته در تلاش چه هستی ؟ نام حمید مصدق [ چهارشنبه 2 مرداد1387 ] [ ] [ فریس آبادی ]
[ ]
پیوندما را از اتاق بیرون كردند قاسم حسن نژاد [ چهارشنبه 8 خرداد1387 ] [ ] [ فریس آبادی ]
[ ]
لبخند محبتمن در شتاب زندگی تندسیر خویش مهدی سهیلی [ سه شنبه 3 اردیبهشت1387 ] [ ] [ فریس آبادی ]
[ ]
[ پنجشنبه 15 فروردین1387 ] [ ] [ فریس آبادی ]
[ ]
|
|
| [ طراحی : نایت اسکین ] [ Weblog Themes By : night skin ] |